که هر چی دلش میخواد به مامان میگه.موندم مگه پول بابام حرومه که این انقدر رم کرده؟
دیگه فکر نمیکنه که مامان قلبش ناراحته بابا قلبش ناراحته..دلم میخواد نفرینش کنم
ولی باز میبینم تف سربالاست.ازدواجم نمیکنه راحت شیم هی اون کوتاهه.درامدش کمه.
بیریخته ..هر کی باشه واسه سر این تحفه زیاده.والا
دق داد مامان بابارو.پسر ناخلف دیدیم دختر ناخلف ندیده بودیم دیگه
برچسب:
نویسنده: اشکان موسوی