به بابام گفتم من این پسررو میبینم دیوونه میشم اینو رد کن بره خونش
کلا نمیدونم چرا خونه خودشون نمیره اینجا بیشتر بهش خوش میگذره
بریز و بپاش هایی که این خواهرم داره من یک چهارمشو ندارم:/
از اینکه خودشو میزنه به مظلوم نمایی بدم میاد کلا آدم آب زیرکاه برام غیر قابل تحمله!
خواهرم به بابام میگه این جای پسرت بابامم میگه هیچکی نمیتونه جای پسرمو بگیره
دلم برای بابام سوخت..
برچسب:
نویسنده: اشکان موسوی