مثل مشکل الان من..حداقل میدونم اینجا کسی منو نمیشناسه و نیاز نیس
محافظه کارانه حرف بزنم.یا حتی اگر هیچکی هم این پستو نخونه خودم ک
خالی میشم.
وقتی ۱۶ سالم بود کمرمو جراحی کردم چون داشتم فلج میشدم.درد عملش
برای ی دختر ۱۶ ساله خیلی زیاد بود .و از من ی دختر افسرده ساخت
الان دوباره کمرم مشکل پیدا کرده و ب شدت ناراحتم.میدونم خونوادم اگه بفهمن
ناراحت میشن و دوباره خیلی اذیت میشن.برای همین بهشون نگفتم.نمیدونم
چیکار کنم ...دارم دیوونه میشم.خدایا خودت ب فریادم برس
برچسب:
نویسنده: اشکان موسوی