خرید بک لینک
وای اون پسره میخواستم مخشو بزنم امروز اومد جزوه میخواست

من اون لحظه دو لپی یک کیکو فرو کرده بودم دهنم انگار میخواد قحطی بیاد

بعد چشام چهارتا شد همینجور کیک رو مقنعه و مانتو هم بود

بعد گفت جزوه امروزو میشه بدین ب من .گفتم همرام نیست :/

گفت یعنی تو ماشینته؟ گفتم نه تو کیفمه :/ حالا کیفم تو بغلم بود

بعد دوستم ب دادم رسید گفت جزوت تو کیفته ها.منم برداشتم و نصف برگام ریخت

جزوه هارو دادم بهش .عین این پسر ندیده ها نمیدونم چرا هول شدم :/

من با این همه سوتی جلو تو چه کنم :/

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 3:40

صفحه بندی