خرید بک لینک

متاهل شدم. نمیدونم چرا.. کی.. چ طور

اولش ب اصرار خونوادم گفتم میبینمش کافه 

تهش قهوه خوردنه. الان شده شوهرم خخ

روز اولی ک دیدمش گفتم اصلااااا خیلی سنش بیشتره چرا اینجوری

لباس پوشیده چرا ماشینش فلانه.. از همه چیش ایراد گرفتم

یک ساعت با لبخند نگاش میکردم و تو دلم ب حرفاش میخندیدم. تو نگام یه برو بابای خاصی بود 

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:42

صفحه بندی