
به درجه ای از بی ذوقی و بی احساسی رسیدم که اگه بابام ولستر هم بخره برام مطمئنم یه لبخند هم نمیزنم ...
ادامه مطلب
دیروز برای کارآموزی رفتم کلینیک...من به گربه فوبیا دارم بچه که بودم یه خرگوش داشتم که گربه تیکه تیکش کرد و منم اون صحنه رو دیدم..از اون موقع از گربه بشدت وحشت پیدا کردم و فوبیا گرفتم.. دیروز دعا میکردم کیس جدید گربه نباشه چون جیغ میکشیدم و ضایع میشدم. من اومدم دامپزشکی چون عاشق گاو و گوسفندم..نه گربه الان باید با فوبیام کنار بیام..نمیدونم چیکار کنم ...
ادامه مطلب
صبح ساعت 8 کلاس داشتم.هوا بارونی بود.اصلا حوصله رانندگی نداشتم . از مامان خواستم منو برسونه یونی .خلاصه برای کلاس که بیرون یونی بود من با سرویس یونی رفتم اونجا و بقیه هم اکثرا با ماشیناشون اومدن.برگشتنی سرویس نیومد دنبالمون و مسیرش هم تاکسی رو اینا نیس یه جایی خیلی خارج از شهر بود.خلاصه یه اکیپ پسرا همکلاسیم که دوتا ماشین اورده بودن گیر دادن که سوار شیم منم چون به یکیشون فقط اعتماد داشتم سوار شدم.تا خونه داشتم فحش میدادم خودمو که مرضم چی بود ماشینمو نیوردم سر کوچمون من و دوستمو پیاده کرد 2 ثانیه بعد دوست بابامو دیدم اگه منو می دید با این پسره...
ادامه مطلب
امتحان علوم پایه رو کجای دلم بذارم؟هیچی نخوندم هنوز..برای بینی :) هم تصمیم نگرفتم فردا بعد n سال میخوام برم شهربازی..بچه هم خودتونین:) مامانم زیاد منو نمیبرد میگفت اراذل و خز زیادن خوشم نمیاد از محیطش :/ ولی تا دلتون بخواد مامان بزرگم مارو میبرد ما هم چقدرررررررررر بهمون خوش میگذشت عرررررررر..من خیلی دو دلم واسه عمل بینی محترم :( نخندیناااااااا ولی از اینکه دانشگاه با چسب دماغ برم خجالت میکشم..آقای "ش" خدا بگم چیکارت نکنه که هر وقت مسخرت کردم سر خودم اومد.نکنه سیده؟...
ادامه مطلب